هفت مرداد
له ترین و خسته ترینم ، امروز یه عامله دوندگیکردیم ونهایتا سین سوئیت گرفت وامشب وبا بچه ها اومدیم سوئیت ، تازه رسیدیم خونه و تازه شام سفارش دادیم . فردا هم باغ رزور کردن که بریم ولی واقعا مودم پایین ترینه وتحمل معاشرت وندارم ، به معنای واقعی کلمه خسته ام... نه که بگم من درمیان جمع ودلم جای دیگریست نه ، ولی شاید امشب میتونستم توی راه باشم . نمیدونم :)
+ نوشته شده در هفتم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 23:27 توسط راز
|