تو کجا گیر افتادی؟
من اینقدر میتونستم گیر باشم و خودم نمیدونستم؟من اینقدر میتونستم غرق بشم و گیر کنم و درگیر بشم وخودم نمیدونستم؟ مشکل از من بود یا چیز دیگه ای؟ نمیدونم ولی از گیر بودن خوشم نمیاد. چه گیرجایی، چه گیر چیزی، چه گیر کسی ...
من اینقدر میتونستم گیر باشم و خودم نمیدونستم؟من اینقدر میتونستم غرق بشم و گیر کنم و درگیر بشم وخودم نمیدونستم؟ مشکل از من بود یا چیز دیگه ای؟ نمیدونم ولی از گیر بودن خوشم نمیاد. چه گیرجایی، چه گیر چیزی، چه گیر کسی ...
کاش دو نفر توی وجودم بود، یه نفر که میتونست راحت یه گوشه بشینه تکیه بده و گریه کنه و یکی که تا جون و رمق داره ادامه بده .
با وجود همه این بدو بدو ها هنوز میتونستم ادامه بدم با اینکه مریض بودم .دیشب دکتر برام سرم نوشت حال نداشتم که همونجا وصل کنم گفتم نون برام انجامش میده . امروز اومد برام سرم زد گفت تب داری که . بیحال گفتم نمیدونم حسش نمیکنم. آخرای سرم بود گفت خودت سرم و میکشی؟ گفتم اره خودم انجامش میدم . روزی که بتونم خودم برای خودم سرم بزنم عید منه 🚬
اومدم لیست کارهایی که باید انجام بدم و نوشتم و یه صفحه کامل شد . باید همه کارامو توی همین یکی دو روز انجام بدم . این هفته خیلی هفته شلوغیه و هفته قبلی هم واقعا مردم :)
و بالاخره تکلیف ما هم مشخص شد و معلوم شد کجا افتادیم!
سلام به فصل جدید زندگی!
به باکس گل صورتی روی میز مطالعم نگاه میکنم و باز توی فکر و خیال غرق میشم و به چند ساعت قبل برمیگردم. زندگی غیر قابل پیش بینی ترین پیش میره و من؟ نمیدونم ترینم...
رفتم کهف الشهدا نشسته بودم یه پسری اومد روبروم نشسته نمیدونم چیشد نگاهم بهش افتاد کهبرگام ریخت! محمد علی بود. هی چند بارپلک زدم دیدمخود خودشه... دقیقا روبروی من نشسته بود .پسر دنیا چقدر کوچیکه...
بالاخره رسیدم تهران ، خسته ترینم . دیروز عصر در دقیقه آخر قطار سوارشدم و دقیقه نود این تصمیمو گرفتم . باید ببینم چی میشه :)
به معنای واقعی کلمه مردم ازدرد ! اپراتورم عوض شده بودو الانم تقریبا پوستم ملتهب ملتهبه . جلسه قبلی اصلاااا اینقدر درد نداشتم"_" لول جدیدی ازدرد روآنلاک کردم .
موقع خواب هم از خارش بدن مردم!