ساحل آروم
دریاتوی شب عجیبه . نشستمکنار ساحل حرفامو نوشتم . احساسامو شرح دادم و حالا مطمئن تر از همیشه دارم برمیگردم . راست میگفت دریا بهت شجاعت میده . حالا ازهمیشه شجاعترم !
دریاتوی شب عجیبه . نشستمکنار ساحل حرفامو نوشتم . احساسامو شرح دادم و حالا مطمئن تر از همیشه دارم برمیگردم . راست میگفت دریا بهت شجاعت میده . حالا ازهمیشه شجاعترم !
چند روزیمیشه ازشبکه های اجتماعی بیرون اومدم. این چند روز حتی ازروزهای قبلهم پرتنش تر واسم گذشته . باید صحبتکرد باید سعی کرد مشکلات و حلکرد ولیسوالاینه تا کجا میشه مشکلات روحلکرد؟تا کجا باید صبر کرد؟تا کجا میتونم ادامه بدم؟
انگار قدرت تصمیم گیریم در انجام کوچکترین کارها سلب شده. نمیخوام برم تهران و حال و هوای شمال روهم ندارم . میخوام همینجا بمونم ، بمونم و احتمالا فقط گریه کنم...
روزهای عجیبی و میگذرونم ، یکماه دیگه فقط از تابستونم باقی مونده و بعدش از مهراونقدر شلوغ میشم که تایم خالیم به مینیمم ترین حالت ممکن میرسه . احساس خاصی ندارم صرفا میخوام این یکماهمو خوب و مفید بگذرونم .
امروز اولین جلسه باشگاهمه. باشگاه میرم ، درس میخونم ، خودمو مشغول زندگیم و ساختن آیندم میکنم . آدما انتخاب میکنن ومن هم انتخاب میکنم.
دیگه خسته شدم . از استرس و اضطراب وحالت تهوع ، از پنج کیلو وزنی که کم کردم و هیچکس نفهمید چرا. از بهم خوردن ساعت خوابم که کسی نپرسید چرا . کاش یکبار برای همیشه جرات پیدا کنم و بگم طوری تمومش کردم که دیگه واقعا تمومه!
دارن اذان میگن . بالاخره دلم و عقلم و یکی کردم و به پسر خواهر خانم حا جواب منفی دادم . پسر بسیارخوبی بود اما مسیرمون متفاوت بود . مامانش هم خوب بود . چشمای مامانش از عجیب ترین چشمایی بود که تا الان دیدم. امیدوارم خدا براش بسازه وخوشبخت بشه. همه چیز این آشنایی عجیب غریب بود. اما من فعلا باید کارهای ناتموممو و تمومکنم :)
فرض کن دختر ! کسی که دوازده سال پیش یکبار توی بچگی دیدیش یهو شد خواستگارت و همو بعد اینهمهه سال دیدین واقعا همسرنوشت چیز عجیب غریبیه !
تا حالا با استوری یه نفر گریه نکرده بودم ، میبنمش وآروم یه گوشه توی خودم جمع میشم .
دیشب فرصتو بازم غنیمت شمردم، اسنپ گرفتم و رفتم هیئت ستوده تو سجادشهر :)
موقع پرداخت، پول از حسابم کسر شد ولی پرداخت نشد . به آقای اسنپی گفتم هزینه کسر شده ولی پرداخت نشد . گفت برین داخل کیف پول اونجاست.دیدم اره همونجاست و پرداختش کردم . یکساعت بعد دیدم پیامک اصلاحیه واریز برام اومده و پول به حسابم برگشت خورده 😭
زنگ زدم پشتیبانی اسنپ و قضیه رو تعریف کردم. بررسی کرد و گفت : سرکار خانم پول پرداخت شده :))))))))))))))))))))
گفتم آقا پیامک اصلاحیه برام اومده موجودی حسابم ودارم میبینم! میگه نه پرداخت شده :)))))))))))))
بچه ها همه وجودم یه جوریه ... عجیبه ... خیلی عجیبه... این روزا همه چیز همینقدر برام عجیب بوده ... دلم راضی نشد ، هزینه سفر و به عنوان کمیسیون زدم برای راننده ولی به خاطر محدودیت کمیسیون یه مقداری باقی موند.
آقای جک جی فور مشکی میکا !
البته که وقتی دیدم ماشینت چیه هزار تا فکر به ذهنم اومد از جمله کنسلی سفر ولی بدون من همه سعیمو کردم حقی ازت روی گردنم نمونه.
بالاخره ما هم با آقای ستوده بلند بلند خوندیم :)