میگم یادت نره ها خیلی دوست دارم ! میدونم میفهمه دیگه بودن با ادما برام مهم نیست ، بودن تو جایی که حالم و بهتر میکنi مهمه. مهربانه ترین لبخند عمرش و میزنه: من بیشتر و چند لحظه بعد منم سکوت جاده و مقصدی که شاید یه روزی عاقبت به خیرم کرد ...

ادامه نوشته

۱۴ تیر

گفتنش دردی رو دوا نمی‌کنه؛
ولی خیلی خسته ام...

رفیق

تازه تازه رسیدم‌ خونه :)

از ساعت هفت تا همین الان در حال بدو بدو بودم ، کمرم خیلیی درد میکنه ها ولی من عاشق این بدو‌ بدوهایی هستم که خرج تو میکنم !

پ.ن۱: خیلی یهویی یه قاصدک خیلیی کوچولو نشست روی لباسم و حس عجیبی بهم داد ، قاصدک تو شب ، اونم وسط اونجا‌... عجیب دلم میخواد به نیک‌ترین فال ممکن بگیرمش!

پ.ن۲: تجربه جدید با آدم‌های جدید و‌محیط جدید تیک *

خیلی بعدتر : دیدی اون قاصدک حامل خبر خوش بود :)

ادامه نوشته

غم عزیز من

به عالمی نفروشم غبارِ این غم را...

ادامه نوشته