دقیقا دو سال گذشته ... در این دو‌سالی که گذشت روزهایی بوده که از اعماق وجودم گریه کردم، روزهایی بوده که خودمو بین شب و روز از این طرف به اون طرف کشیدم و یاد تو همراه من بوده ، دو سال پیش مثل همین روز چقدر برای اون حجم از درد طفلکی بودم . حتی هنوزم باورم نمیشه یعنی جدی دو سال شد ؟ گاهی با خودم میگم اگه تو جای من بودی بعد دو سال بازم به یاد من میموندی ؟ با خودم فکر میکنم ممکنه یه روزی کسی اینطور به یاد من باشه یا نه ؟ :) اما امشب ، در دومین سال نبودن تو از اعماق قلبم برای آرامش روحت دعا میکنم🤍