ریست فکتوری
همه چیزدریکچشم به همزدن تموم شد :) اینقدرسریع و اما باورنکردنی.
تا صفحه پاسپورتم باز نکنم و مهر ورود و خروج ونبینم باور نمیکنم. انگارهمش خواب بوده باشه :)
خیلی خستم وبرعکس خیلیا که شنیده بودم من نه عرق سوز شدم نه پام تاول زد فقط یکم زیر گردن و روی شونم جای بند کیفم سوخته . با همه اینها بهترین سفر زندگیم بود ✨️.کلی حرف دارم بزنم خاطره بنویسم وتجربیاتمو مکتوب کنم اما فعلا تو حالت خلسه وعجیبیم. به جرات میتونم بگم برای اولین بار در زندگیم مغزم خالی خالی شده، سبک بال و آسوده و فارغ بعد از چند سال ، انگار واقعا یه ریست فاکتوری اساسی شدم :)
خوشحالم
خیلی زیاد
حس میکنم تمام سنگینی که در طی سالها با خودم حمل میکردم رو رها کردم
سبک و آزاد
الان اگه واقعا بمیرم هم اشکال نداره...
+ نوشته شده در بیست و یکم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 16:38 توسط راز
|