بعضیخداحافظیها زمانمیبرن.
وقتی پامو از گیت ایران گذاشتم بیرون حس کردم یه چیز خیلی بزرگ رو پشت سرمجا گذاشتم و الان که به آخرینلحظات سفرم رسیدم باوجود تموم دلتنگیم برای ایران ، دلممیخواست کاش میتونستم بخشی ازخودموهمینجا بزارم تا هروقتی خواستمبتونم بهش برگردم :) عجبخداحافظیسختی بود ....
+ نوشته شده در هجدهم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 19:30 توسط راز
|