همه اینا واسه منم میگذره
شب هایی در زندگی ام بود که خیال میکردم تا صبح زیر انبوه رنج متلاشی خواهم شد ؛ اما صبح شد...
+ نوشته شده در شانزدهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 1:45 توسط راز
|
شب هایی در زندگی ام بود که خیال میکردم تا صبح زیر انبوه رنج متلاشی خواهم شد ؛ اما صبح شد...